
نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه سی ام آذر 1390 ساعت 1:56 موضوع انقلاب اسلامي | لینک ثابت
----------------------------------------------------------------------------------------
مثل اینکه بسته شده!
نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ساعت 2:29 موضوع انقلاب اسلامي | لینک ثابت
تقويم 1390 طرح شهيد آويني قابل چاپ با كيفيت بالا
براي ديد سايز اصلي بر روي نوشته زير تصوير كليك نماييد
ليسانس: استفاده آزاد

نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه بیستم بهمن 1389 ساعت 22:34 موضوع رسانه | لینک ثابت
*صحیفه امام، ج15، ص: 285
---------------------------------------
http://www.khedmat.ir/vdch.xn-t23nkxftd2.html
نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه پانزدهم بهمن 1389 ساعت 11:26 موضوع انقلاب اسلامي | لینک ثابت
خبر آمدنت مثل نسيم ،
مي رود باغ به باغ ،
مي رود شهر به شهر ،
مردمان يمن و تونس و مصر ،
مردمان اردن ، همه ي عالميان ، به تمناي تو برخواسته اند ....
شور و حالي برپاست . وعده ات نزديك است ...

نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه دهم بهمن 1389 ساعت 21:57 موضوع انقلاب اسلامي | لینک ثابت
محرم كه ميشه ارادتمندان امام حسين(ع) لباس مشكي مي پوشن ، تيپشونو مذهبي مي كنن، ريش ميذارن و از اين حرفا... كه خوبه.
بعضي ها هم رو شيشه ماشيناشون يه چيزياي مي نويسن كه اونم بد نيست.
اما ديگه لطفا همه چيزو به مسخره نگيريم..
نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه پنجم دی 1389 ساعت 16:48 موضوع عاشورا | لینک ثابت
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد:
خون حیدر به رگش در تب و تاب است ولی،
بگذارید به سن علی اکبر برسد!

نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه دوازدهم شهریور 1389 ساعت 16:11 موضوع فلسطين | لینک ثابت
نشریه روز قدس
مطالبی و عکس هایی درباره مسجد الاقصی و قدس و اعتقادات صهیونیست ها توسط آقای محسن حسن پور (دانشجوی طبسی دانشگاه یزد) گردآوری شده و تبدیل به نشریه شده که برای چاپ و توزیع در روز قدس در اماکن عمومی نسبتاً مناسب است. ...
نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه هشتم شهریور 1389 ساعت 14:49 موضوع انقلاب اسلامي | لینک ثابت
خدا بود و دیگر هیچ نبود...

خدا بود و دیگر هیچ نبود...
خلقت هنوز قبای هستی بر عالم نیاراسته بود، ظلمت بود، جهل بود، عدم بود، سرد و وحشتناک.
خدا خالق بود، خالقی که هنوزخلاقیتش مخفی بود.
خدا رحمان و رحیم بود، ولی هنوز ابر رحمتش نباریده بود.
خدا زیبا بود، ولی هنوز زیبایی اش تجلی پیدا نکرده بود.
در عدم چگونه جمال و جلال و زیبایی اش را بنمایاند؟
عدم بود، ظلمت بود، سکوت و جمود و وحشت بود.
اراده خدا تجلی کرد، کوه ها، دریاها، آسمان ها و کهکشان ها را آفرید. چه انفجارها، چه طوفان ها، چه سیلاب ها، چه غوغاها که اساس خلقت شده بود و زندگی با شور و هیجان زائد الوصفش به هر سو می تاخت. درخت ها، حیوان ها، پرندگان به حرکت در آمدند. حیوانات به جنب و جوش و پرندگان به آواز در آمدند و وجود نغمه شادی آغاز کرد و فرشتگان سرود پرستش سر دادند.
آن گاه خدا انسان را از (حماءمسون) گل تیره رنگ آفرید و او را بر صورت خویش ساخت و روح خود را در او دمید و این خلقت عجیب را در میان غوغای وجود رها ساخت.
انسان، غریب و نا آشنا، از این همه رنگ ها، شکل ها، حرکت ها و غوغاها وحشت کرد و از هر گوشه به گوشه ای دیگر می گریخت و پناهگاهی می جست که در آن با یکی از مخلوقات همرنگ شود و در سایه جمع استقرار یابد و از ترس تنهایی و شرم بیگانگی و غیر عادی بودن به در آید.
به سراغ فرشتگان رفت و تقاضای دوستی و مصاحبت کرد، همه با سردی از او گذشتند و او را تنها گذاشتند و در جواب الحاح پر شورش سکوت کردند. انسان وحشت زده و دل شکسته با خود نومیدانه گفت: "مرا ببین، یک لجن خاکی می خواهد انیس فرشتگان آسمانی شود!"
پرنده ای یافت در پرواز، که بال های بلندش را باز می کرد و به آرامی در آسمان ها سیر می نمود، خوشش آمد و از اینکه این پرنده توانسته خود را از قید این زمین خاکی ازاد کند، شیفته شد. اظهار محبت کرد و تقاضای دوستی نمود و گفت: "آیا استحقاق دارم که هم پرواز تو باشم؟" اما پرنده جوابی نداد و به آرامی از او گذشت و او را در تردید و ناراحتی گذاشت.
به حیوانات نزدیک شد، هر یک بلا جواب از او گذشتند و اعتنایی نکردند، خود را به ابر عرضه کرد و خوش داشت همراه تکه های ابر بر فراز آسمان ها پرواز کند، اما ابر نیز جوابی نداد و به ارامی گذشت. به دریا نزدیک شد و طلب دوستی کرد. اما در یا با سکوت خود طلب او را بلا جواب گذاشت. او دست به دامان موج شد و گفت: " آیا استحقاق دارم که همراه تو بر سینه دریا بلغزم، از شادی بجوشم، ازغضب بخروشم، و برچهره تخته سنگ های مغرور سیلی بزنم و بعد تا ابدیت خدا پیش بروم و در نهایت محو گردم؟"
اما موج بی اعتنا از او گذشت و جوابی به او نداد. انسان دل شکسته و ناراحت روی از دریا گردانید و به سوی کوه رفت و از جبروت عظمتش شیفته شد و تقاضای دوستی کرد. کوه،جبروت کبرایی اش را نشکست و غرور و جلالش اجازه نداد که به او نگاه کند.
انسان دل شکسته و نا امید سر به آسمان بلند کرد، از وسعت بی پایانش خوشحال شد و با الحاح طلب دوستی کرد. اما سکوت اسرار آمیز آسمان به او فهماند که تو لجن خاکی استحقاق هم نشینی مرا نداری.
به ستارگان رجوع کرد. ولی هر یک بی اعتنا گذشتند و جوابی ندادند. انسان به صحراهای دور رفت و خواست به تنهایی زندگی کند و با تنهایی کویر هماهنگ نماید و از تنهایی مطلق به در آید، ولی کویر نیز با سکوت سرد و سوزان خود انسان آشفته و مضطرب را سرگردان باقی گذاشت.
انسان خسته، روح مرده، پژمرده، دل شکسته، وحشت زده و مایوس، تنها، سر به گریبان تفکر فرو بود و احساس کرد استحقاق دوستی با هیچ مخلوقی را ندارد، او از لجن است، لجن متعفن، از پست ترین مواد، و هیچ کس او را به دوستی نمی پذیرد. آن گاه صبرش به پایان رسید؛ ضجه زد اشک فرو ریخت، و از ته دل فریاد بر آورد:
"کیست که این لجن متعفن را بپذیرد ؟ من استحقاق دوستی کسی را ندارم ،من پستم، من ناچیزم، کیست که دست مرا بگیرد؟ کیست که ناله های مرا جواب دهد؟ کیست که مرا از تنهایی به در آرد؟"
ناگهان طوفان به پا شد، زمین به لرزه در آمد آسمان غریدن گرفت، برق همچون تازیانه های اتشین بر گرده آسمان کوفته می شد. گویی که انفجاری در قلب آسمان به وقوع پیوسته است ،صدایی در زمین و آسمان
طنین انداز شد که از هر گوشه و از دل هر ذره و از زبان هر مخلوقی بلند گردید: "ای انسان، تو محبوب منی ،دنیا را به خاطر تو خلق کردم، و تو را بر صورت خود آفریدم و از روح خود در تو دمیدم، و اگر کسی به ندای تو لبیک نمی گوید، به خاطر انست که هم طراز تو نیستند و جرات برابری و هم نشینی با تو را ندارند. حتی جبرائیل، بزرگترین فرشتگان، قادر نیست که هم طراز تو گردد، زیرا بالش می سوزد و از طیران به معراج باز می گردد.
ای انسان، تنها تویی که زیبایی را درک می کنی، جمال و جلال و کمال، تو را مجذوب می کند؛
تنها تویی که خدا را با عشق نه با جبر پرستش می کنی؛
تنها تویی که در تنهایی نماینده خدا شده ای. ای انسان، تنها تویی که قدرت و خلاقیت خدا را درک می کنی.
تنها تویی که غرور می ورزی و عصیان می کنی و لجوجانه می جنگی و شکسته می شوی و رام می گردی و جلال و جبروت خدا را با بلندی طبع درک می کنی.
تنها تویی که فاصله بین لجن و خدا را می پیمایی و ثابت کنی که افضل مخلوقاتی.
تنها تویی که با کمک بال های روح به معراج می روی.
تنها تویی که زیبایی غروب تو را مست می کند و از شوق می سوزی و اشک می ریزی؛
ای انسان! تو مرا دوست می داری و من نیز تو را دوست دارم. تو از منی و به سمت من باز می گردی...
شهید دکتر چمران
نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه سی ام تیر 1389 ساعت 16:2 موضوع انقلاب اسلامي | لینک ثابت
فارسی1
حمله به قلب جامعه یعنی خانواده
حدود یک ماه پیش بود که ترم دانشگاه تمام شد و به خانه برگشتم به امید اینکه در خانواده همه چیز سراسر امید است و خوشحالی. در همان روزهای اول متوجه شدم که بسیاری از نزدیکان ماهواره خریده اند، برخی معتاد به شبکه تماماً دروغ بی.بی.سی شده اند و خانواده هایی که اهل سیاست نیستند یا هستند یا حتی فقط اخبار صدا و سیما را دنبال می کنند یا اصلا تا حالا اهل تماشای فیلم نبوده اند همگی شبکه ای به نام فارسی 1 تماشا می کنند. اسمش را فقط در نشریه میثاق و قاصد عشق خونده بودم اما تازه فهمیدم که چیه.
در روزهای اول سعی کردم توضیح دهم شبکه های خارجی خوب نیستند اما چنان مشتاق اون بودند که اثر نکرد. حتی یکی دو نفر گفتند که صاحب آن داداش همین محمود، رییس جمهور خودمونه! و تازه از این طریق می خواستند اثبات کنند که احمدی نژاد دزده! البته در شایعه بازاری که بعد از انتخابات امثال بی.بی.سی راه انداختند تعجب نکردم. مثلا بعضیا هنوز هم قویاً تاکید دارند که شرکت ایرانسل یا حتی ام.تی.ان آفریقای جنوبی (که تبلیغاش دور زمین های فوتبال جام جهانی بود) مال مجتبی خامنه ایه! البته با یک جستجوی ساده فهمیدم رابرت مرداک (مردوخ) صهیونیست که سری های فاکس و سری های اسکای و توییتر و فیس بوک و غیره را ازنظر مالی تامین می کنه برای سری فارسی هم سرمایه گذاری کرده و قرار است چند شبکه فارسی دیگر هم اضافه شود.
خلاصه خودم هم نشستم و چندتایی فیلم تو این یک ماه تماشا کردم (توفیق اجباری!) که نکاتی از این قبیل به ذهنم رسید که کسانی که فیلم ها را دیده باشند متوجه خواهند شد که این تحلیل خیلی هم بی راه نیست:
1- پیامبر فرمودند : حیا نصف دین است . اول و بدتر از همه اینکه بی حیایی را به صورت خیلی عادی و معمولی بین خانواده ها رواج می دهد. لغات و اصطلاحات کاملاً بی شرمانه ای در فیلم های به اصطلاح خانوادگی کلمبیایی (سفری دیگر- درجستجوی پدر و...) و کره ای ( افسانه افسونگر و... ) این شبکه مشهود است. البته پوشش زنان هم بی شرمانه است. در این فیلم ها و مخصوصاً فیلم های کلمبیایی ظاهراً مسایل خانواده ها به نمایش در می آید اما اصلا چیزی به نام خانواده وجود ندارد، بلکه چند نفرند که با هم ازتباط دارند که یا دوستند یا قبلا زن و شوهر بوده اند، البته یک مورد زن شوهرند که در آن مرد در نقش بدجنس است و برای همین این زن مظلوم با مردان دیگر مراوده دارد! و مورد دیگر هم زن اول حامله شد و الان تازه قرار است ازدواج کنند! خلاصه بنیان خانواده ها را از همین جا نشانه گرفتند که جای بحث بسیار دارد.
2- این فیلم ها بدبینی و حسادت به دیگران را که از عادات زشت و نکوهیده در اسلام هستند، بین زنان به صورت ناخودآگاه جا می اندازند. مثلا در اکثر فیلم های خانوادگی این شبکه علت بسیاری مشکلات بدجنسی زنانی در امور ازدواج و غیره است که این باعث می شود زنان به اصطلاح خوب در اینجا به نام اینکه هشیار هستند سیاست هایی به خرج دهند. تجربه شخصی نشان می دهد که در واقعیت زنانی با این بدی در خانواده ها بسیار کم هستند اما بدبینی فیلم اثر خودش را می گذارد و زنان خوب برای حل مشکل کذایی دست به کار می شوند و ممکن است مشکلاتی در خانواده ها از این نظر هم به وجود آید.
3- تمکین مرد از زن که در اسلام گفته شده به این معنا نیست که مرد به زن زورگویی کند بلکه به این معنی است که خداوند بنا به شناخت جامعی که از انسان دارد مسئولیت های را بر دوش مرد و زن گذارده متناسب با آن هاست و از علم لایتناهی خدا سرچشمه می گیرد و مسئولیت برنامه ریزی هم ظاهرا به عهده مرد است. اما با تماشای این فیلم ها به افراد اینگونه القا می شود که اگر شوهر چیزی گفت و زن قبول کرد زن تحقیر شده است و زنان با اراده و خوب در این فیلم ها مستقل از شوهرشان به نمایش در می آیند.
4- روزانه حدود هشت نه فیلم خانوادگی پخش می کند که اکثراً زنان و برخی مردان و تعدادی از بچه ها را هم دیدم که مشتریانش هستند. بنیان خانواده هم اول زن است و دوم مرد و سوم فرزندان. حالا هنوز هم قبول ندارید که برای تخریب روابط سالم خانوادگی برنامه ریزی شده است؟
5- نکته آخر اینکه به طور کلی تماشای زیاد و اعتیاد به فیلم انسان را سست و تنبل بار می آورد، انسانی که نه تنها هیچ کار مهمی برای جامعه انجام نخواهد داد بلکه همیشه از همه چیز طلبکار است. هم چنین از آنجا که فیلم ها نتیجه پرداخت های ذهنی هستند، افکار کمی متوهم می شود و در این صورت عقل حقیقت عالم را هیچ گاه در نخواهد یافت.
پیشنهاد می شود به جای تماشای فیلم اندکی کتاب مطالعه کنیم بهتر است.
نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ساعت 2:23 موضوع رسانه | لینک ثابت
تعداد بازدید
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
شیعیان ایتالیا
پاسخ به شبهات علیه شیعه
آنتی مثلثیزم
کتابخانه حضرت مهدی(ع)
وعده صادق
فراماسونری
عرفان های دروغین
علیرضا قزوه
شورشي مسلمان (کوگی)
تسکین
حجاب
دوستداران علامه حسن زاده
سفارش پوستر مذهبی رایگان
برای یادآوری
علی محمد غلامزاده
شهادت
ستارگان دوکوهه
آرمان شهر استکی
کوفه تا تهران
قالبهای مذهبی
پیوندهای روزانه
آخرین نوشته ها
ما مست و خرابیم
ثبت نام استشهادیون برای کمک به شیعیان بحرین
تقويم 1390 طرح شهيد آويني
ملت مصر اگر قيام كند عليه توطئه ها، مانند ايران پيروز خواهد شد
نسيم توفاني
يا كا فتول مقدس!
حیف این خون نیست به این خاک ستمگر برسد
نشریه روز قدس
خدا بود و دیگر هیچ نبود...
فارسی1 و حمله به قلب جامعه یعنی خانواده
نوشته های پیشین
آذر 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
شهریور 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
سایر امکانات
لينك هاي اشتراك را در صفحه جديد باز كنيد